روی چمن زير درخت نشسته است. باد ملايمی میوزد. صدای خسخس برگها را گوش میدهد و با نگاه رقص برگی که تلوتلو خوران به زمين نزديک میشود نگاه میکند. دراز میکشد. گروهی مورچه شتابان، تکه نانی را که کمی پيش کشف کردهاند تکهتکه کرده و به لانه خود میبرند. تلاش میکند ابرها را به چيزی شبيه کند، به گوسفندی، قوریای.
باد ملايمی میوزد...