شوالیه از جنگیدن خسته شد. سپرش را گذاشت زیر سرش و خوابید. پانصد سال بعد بیدار شد و رفت در مسابقات پاتیناژ شرکت کرد، شمشیرش را هم برد.


نظرات:

اينجوری که بايد تا حالا هزار بار مي مرد.
وقتی ايشون تو خواب ناز بودن هم نبردشون سر مبارکشونو بيخ تا بيخ می بريد.


فکر کنم من شناختمش
همونی نبود که بعد از مسابقه تصميم گرفت برای انتخابات کانديد بشه؟


پیکوفسکی جان نام طراح اش را نمی دانم . با اینکه آن طرح برایم خیلی آشنا بود و حدس می زنم این آشنایی برمیگردد به کودکی ام و کتابی هنری که در آن زمان دیدم یا شاید هم پوسترهایی که آن زمان دایی ام به دیوار اتاق اش زده بود . تصویری مبهم به یادم می آید اما حتمن پیگیری خواهم کرد و اگر به نتیجه رسیدم خبرت می کنم .


و البته معذرت بابت اینکه کامنتم نامربوط با نوشته ات بود و هست .


شواليه’ من مرد...مال شما خوابيد تا دوباره بيدار شود و مال بقيه...


ميرزايي ديگر،ميرزا...چه كنم جمله هايت رو...


انوقت برنده هم شد ؟


اگر مي دانست چه دردسري به جان خريده كه هيچ وقت بيدار نمي شد.


اصحاب کهففففففففففف


صبح به خير آقای رييس‌جمهور!


خوش به حالش ...جدانا....


مسابقات پاتیناژ جایزه‌ی شمشیر دارد؟ شوالیه پاتیناژ بلد بود؟ شوخی می‌فرمایید یا طرح‌تان ناقص است و یا من نمی‌فهمم؟


نظر بدهید:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سایت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول