ايدهها در زمان و ذهنها جاری هستند. از نوشتهها و تصويرها میگذرند و از ذهنی به ذهنی. ذهن ابرمرد که بيافريند -اگر به واقع آفريدنی در کار باشد- ناياب است، آنقدر ناياب که شناخته نمیشود. جريان ايدهها از ناخودآگاه آدمی میگذرد تا ناآگاهانه بيانديشد و باز کشف کند. ايدههايی نو بازتوليد انديشهی گذشتگاناند با کمی دخل و تصرف. صيقل میخورند و میگذرند و میروند.