خطابشان کرده سبزها. عجب اين يک کلمه بار هويتی دارد. نه هويتی ذاتی مثل ايرانی بودن، عرب بودن؛ يک هويت اکتسابی. هويتی که ساده به دست نيامده. آدمها به پايش کشته شدهاند و میشوند، زندان رفتند و میروند. ول کن درد اين که چه میشود و نمیشود و اين خزعبلات. اين دم دريافتنیتر از آن است که غافل بمانی. امروز آدمهايی در گوشهای از اين زمين برای خودشان هويتی تعريف کردهاند. خواستههايشان را، آرزوهايشان را، گذشتهشان را و آيندهشان را جمع زدهاند و در سکوت فرياد میزنند و میسوزند. سيهدلان امروز هر چه میگويند بگويند، هر چه میکشند بکشند. آينده در انتظار قدردانی از اينان است، آينده را نمیتوان ساکت کرد. آرمانها نمیسوزند.

پدربزرگم تعريف میکرد از جدش شنيده پيردرخت هزار سال عمر دارد؛ پيرتر از پيرترينهاست. من زياد باور نمیکنم. میگويد پيردرخت سالهاست راه افتاده است. میگويد بچه که بوده درخت کنار رودخانه بوده. حالا بالای تپه است. از وقتی پيرمرد گفته پيردرخت راه افتاده هر روز صبح میروم پای درخت. هميشه همانجاست، هيچ جايی نرفته. میدانم پيرمرد راحت به آرزوهايش رنگ واقعيت میزند. يکبار گفت خدا بزرگ است. پس کو بزرگیاش پيرمرد؟ صبحها کنار درخت که میرسم خورشيد طلوع میکند. نور را میبينم که برگهايش را روشن میکنند، برگهايش جان میگيرند، سبزتر میشوند. عادتم شده با پيردرخت طلوع را تماشا کنم. آرام آرام فراموشم میشود به پيردرخت سر بزنم. از دشت میروم و سالها میگذرد تا بازگردم. صبحی ياد پيردرخت میافتم و بالای تپه میروم. گمانم ديگر همانجای سابقش نيست، کم آنسوتر شايد. انگار رو به شرق دارد، سفرش به شرق است، به سوی خورشيد.
آنان که سکوت را به هنر خروشاندند...
با پدرم به خنده روزی گفتم: «اگر سالار بودی چه میکردی؟» ¤ خواست چيزی با من بگويد، اما زبان کشيد ¤ و در خود فرو شد، خاموش ¤ ساعتی، روزی، و هفتهای ¤ انديشناک و اندوهگين ¤ سرانجام نيمه شبی مرا از خواب بيدار کرد ¤ نمیدانم... وحشتناک نيست؟... نمیدانم ¤ و غضبآلود در ميان تيرگیها محو شد ¤ «مهم نيست پيرمرد، مهم نيست، اما... اما اگر سالار میشدی الحق که سالار سالاری میشدي»...
رمادی، آرش جواهری، نشر چشمه
پير نبود، اصلاً پير نبود. تنومند و محکم چون کهنه چناری بود، مو و ريش و سبيلش سفيدتر از برف. به خنده میگفت سياهیشان را باد برد، مانند هر سياهی ديگر. در دکانش روی قفسههای چوبی پر بود از شيشههای بزرگ، شيشههايی با تهمايهی نيلی. به هيچ داخل شيشهها نگاه که میکردی انگار نسيمی نوازشت میداد. میگفتی از کجا بدانم کدام من است و من کدامم؟ چيزی نمیگفت. باد بود. در شيشههای بزرگ و سربسته باد بود. هر کدام بادها را در قلهای ديده بود. بر بلندای کوه در برابر باد میايستاد و صبر میکرد. روزها میايستاد، چشمبسته و آرام. باد از شيشه و جانش میگذشت. قانون و قاعدهای نداشت، روزی در شيشه را میبست و برمیگشت. میپرسيدم بادهای آرام چه؟ نسيمهای لب اقيانوس چه؟ بادهايی که نگهبان خلوت آدمهاست چه؟ به سراغ آنها نمیروی؟ جواب نمیداد، هرگز جواب نمیداد. دکانش اگر گهگاه مسافری داشت بیشک آن نگاه آشنا را میديدی. نگاه مصمم او را در چشمان آنان نيز میديدی. به گمانت در پی پرسشی آمده بودند، در پی گمشدهای بودند. او هرگز با اين مردان و زنان جوان سخن نمیگفت. فقط آنگاه که در شيشهشان را باز میکردند زمزمه میکرد بدان که به خاک باز نمیگردی. عاقبت باز بر قلههای بلند خواهی وزيد.
با سلام
آدرس دامنه اينترنتي شما از جانب مخابرات مسدود نگشته و دستور انسداد از:
" کميته تعيين مصاديق پايگاه هاي غير مجاز اينترنتي" ( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي)
دارد.
در صورت تمايل به اعتراض، درخواست اعتراض خود را همراه با مشخصات کامل صاحب دامنه شامل: نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه و محل صدور،تاريخ تولد ، نام پدر،کد ملی، آدرس دقيق پستي و شماره تلفن ثابت و همراه براي ما ايميل نماييد تا اعتراض شما به کميته ارسال گردد.
1- موضوع ايميل: نام دامنه فيلترشده
2-امکان تماس مستقيم شما با کميته مقدورنمي باشد و ما رابط شما مي باشيم.
3-فقط ايميل" filter@dci.ir "مسئول پاسخگويي به موارد فيلترينگ اينترنتي ميباشد.
3-به ايميلهاي حاوي اطلاعات ناقص، يا ارسال مشخصات اشتباه، ترتيب اثر داده نخواهد شد.
4-هرگونه تغيير در آدرس فيلتر شده يا راه اندازي دامنه جديد با محتواي قبلي، يا راه اندازي سرويس https، تخلف محسوب ميگردد.
5-پاسخ شما از طريق ايميل يا تلفنتان به شما اعلام ميگردد و به علت حجم بالاي کاري، بررسي مجدد و جواب اعتراض شما وقت گير بوده، لذا از ارسال ايميلهاي تکراري خودداري فرماييد.
6- متن ايميل شما بايد بصورت فارسي و يا در يك فايل word نگاشته و ارسال گردد.
7- جهت بررسي حتما بايد سايت شما قابل مشاهده و در دسترس باشد و در صورت down بودن وب سايتتان نوبت شما باطل گشته و اعتراض شما رسيدگي نميگردد.
با احترام
واحد فيلترينگ مخابرات
جوابيه: برو کنار بذار باد بياد.