«...داستان‌گويی که جزئياتی مفصل را بازگو کند ما را به سرعت به مرز جنون می‌رساند. متاسفانه، خود زندگی اغلب به چنين نحو از داستان‌گويی گرايش دارد، و با تکرارها، تاکيدهای گمراه‌کننده و حوادث بی‌نتيجه فرسوده‌امان می‌کند. مصر است که بارداک الکتروليز، دستگيره‌ی داخل اتومبيل، سگ ولگرد، يک کارت کريسمس و مگسی را که ابتدا روی لبه و سپس ميان زير سيگاری پر می‌نشيند نشان بدهد. تصورهای هنرمندانه و ناشی از هيجان واقعيت را فشرده و حذف می‌کنند، لحظه‌های کسالت‌بار را ناديده می‌گذارند و توجه ما را مستقيماً به لحظه‌های حساس معطوف می‌کنند، رک و پوست‌کنده و بدون آرايه و پيرايه، از اين رو گونه‌ای تحرک و انسجام به زندگی می‌بخشند که حواس‌پرتی و پريشانی روزمره‌گی‌مان فاقد آن است...»
آلن دو باتن، هنر سير و سفر، برگردان گلی امامی


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


لطفاً برای کامنت‌های فارسی از خط فارسی استفاده کنيد.


صفحه‌ی اول